 |
|
عصريک جمعه دلگير دلم گفت بگويم بنويسم که چرا عشق به سامان نرسيدست و چرا آب به گلدان نرسيدست وهنوزم که هنوز است غم عشق به پايان نرسيدست بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد بنويسد که چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيدست چرا کلبه احزان به گلستان نرسيدست
hossein2010soltani@yahoo.com
|
 |
|
»
|
|
|
 |
|
ماه و ماهی |
دوشنبه 1388/03/11 |
|
|
|
نور ماه به تنگ ماهی افتاد ماهی تموم تنگ رو دنبال ماه گشت اما هیچ کجای تنگ ماه رو یدا نکرد عمری دنبال ماه تو تنگی که به عظمت یه اقیانوسه دنبال ماه گشت تا جون داد و مرد و پرتش کردند وسط خیابون اونجا سرشو به آسمون کرد و ماه رو دید
با آخرین رمق هایی که داشت فریاد زد :
ماه من!
خیلی دیر دیدمت ! خیلی دیر!
به قول عزیزی: و گاهی چقد زود دیر میشود
|
|
|
|
|
|