سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پابرجاست سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست
عصريک جمعه دلگير دلم گفت بگويم بنويسم که چرا عشق به سامان نرسيدست و چرا آب به گلدان نرسيدست وهنوزم که هنوز است غم عشق به پايان نرسيدست بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد بنويسد که چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيدست چرا کلبه احزان به گلستان نرسيدست hossein2010soltani@yahoo.com
در ابعاد اين عصر خاموش من از طعم تصنيف در متن ادراک يک کوچه تنها ترم بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است و تنهايي من شبيحخون حجم تورا پيش بيني نمي کرد و خاصيت عشق اين است