 |
|
عصريک جمعه دلگير دلم گفت بگويم بنويسم که چرا عشق به سامان نرسيدست و چرا آب به گلدان نرسيدست وهنوزم که هنوز است غم عشق به پايان نرسيدست بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد بنويسد که چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيدست چرا کلبه احزان به گلستان نرسيدست
hossein2010soltani@yahoo.com
|
 |
|
»
|
|
|
 |
|
وقتی که عشق به فردا موکول می شود |
پنجشنبه 1387/09/28 |
|
|
|
اندکی دوست بدار ولی طولانی
مرا نگاه کن همانطور که عاشقانه در کودکی تو را می نگریستم . صدای لرزانم را بشنو .به اصرار ورزیدنم برای آمدنت گوش بسپار .چشمهای غبار آلوده ام را بنگر .نگاههای مضطرب مرا می شناسی . ادامه مطلب
|
|
|
|
|
 |
|
آواز باران |
چهارشنبه 1387/09/27 |
|
|
|
اگر خدا نخواهد در میان گرد باد بی رحم زندگی شمع بی پناه امیدت خاموش نخواهد شد
ایمان دارم باور کن
ادامه مطلب
|
|
|
|
|
 |
|
ارزش انسان |
چهارشنبه 1387/09/27 |
|
|
|
دشتهاي آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد روئيد
در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد ؟
فكر نان بايد كرد
و هوايي كه در آن
نفسي تازه كنيم
ادامه مطلب
|
|
|
|
|
|