تبليغاتX
سلام اي كهنه عشق من

سلام اي كهنه عشق من
سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پابرجاست سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست

عصريک جمعه دلگير دلم گفت
بگويم بنويسم که چرا عشق به سامان نرسيدست
و چرا آب به گلدان نرسيدست
وهنوزم که هنوز است غم عشق به پايان نرسيدست
بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد بنويسد
که چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيدست
چرا کلبه احزان به گلستان نرسيدست

hossein2010soltani@yahoo.com

» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
»
» سلام
» بازی
» ماه و ماهی
» دلتنگي ها
» آخرین صدای صداها
» 5شنبه ها
» سقف
» معجزه عشق
» معجزه عشق
» نامه ای به خدا

دل اتم سه شنبه 1387/05/15

آنقدر دل اتم پر بود مه با شکافتنش دنیایی لرزید

دل من نیز پر بود وقتی شکست

ولی سکوتی کرد که به دنیا می ارزید


تمنا سه شنبه 1387/05/15

من تمنا کردم که تو با من باشی

تو به من گفتی هرگز  هرگز

پاسخی سخت و درشت.

ومرا غصه ی این هرگز کشت.


سه شنبه 1387/05/15

آن قدر دل کندن از تو سخت است

!که در آخرین کوپه از آخرين واگن قطار نشسته ام

...تا هر چه قدر می شود

!!!ديرتر ترکت کنم


عشق من (دریا) سه شنبه 1387/05/15

آرزویم این است نرود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی

عاشق آن که تو را می خواهد

وبه لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد 


یکشنبه 1387/05/06

پیرمردی در ساحل دریا در حال قدم زدن بود. به

قسمتی از ساحل رسید كه هزاران ستاره دریایی به

خاطر جزر و مد در آنجا گرفتار شده بودند و دختركی را

دید كه ستاره های دریایی را می گرفت و یكی یكی

آنها را به دریا می انداخت. پیرمرد به دخترك گفت: دختر

كوچولوی احمق ، تو كه نمی توانی همه این ستاره

های دریایی را نجات بدهی ، آنها خیلی زیاد هستند.

دخترك لبختندی زد و گفت : می دانم ولی این یكی را

كه می توانم نجات بدهم و یك ستاره دریایی را به دریا

انداخت و این یكی و به دریا انداخت و این یكی ، و این

یكی ، و این یكی!!!!


سه شنبه 1387/05/01

رویایی!
و وقتی از بر آورده شدنت در شادی می لرزم  ... بیشتر رویا می شوی!



تنها سه شنبه 1387/05/01

نسیم

 تكرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت ؟ 

وقتی روشنی چشمهایت

درپشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود

با من بگو از لحظه لحظه های مبهم كودكیت

از تنهایی معصومانه دستهایت

آیا میدانی كه در هجوم دردها و غم هایت

و در گیرودار ملال آور دوران زندگیت

حقیقت زلالی دریاچه نقره ای پنهان بود ؟

نسیم

آكنون آمده ام تا دستهایت را

به پنجه ی  طلایی خورشید دوستی بسپاری

و در آبی بیكران مهربانی

به پرواز درآیی

نسیم اكنون شكفتن و سبز شدن 

در انتظار توست

در انتظار توست

در انتظار توست...


» دوست هنرمندم
» عاشقانه ها
» طرفدار نوید و امید خوش صدا
» عشقولانه
» yass.21
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
RSS 2.0

کد آهنگ

Designed By ParsTheme