تبليغاتX
سلام اي كهنه عشق من

سلام اي كهنه عشق من
سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پابرجاست سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست

عصريک جمعه دلگير دلم گفت
بگويم بنويسم که چرا عشق به سامان نرسيدست
و چرا آب به گلدان نرسيدست
وهنوزم که هنوز است غم عشق به پايان نرسيدست
بگو حافظ دل خسته ز شيراز بيايد بنويسد
که چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيدست
چرا کلبه احزان به گلستان نرسيدست

hossein2010soltani@yahoo.com

» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
»
» سلام
» بازی
» ماه و ماهی
» دلتنگي ها
» آخرین صدای صداها
» 5شنبه ها
» سقف
» معجزه عشق
» معجزه عشق
» نامه ای به خدا

اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد... در دام مانده باشد صياد رفته باشد دوشنبه 1387/04/24

اشك هايم را روي نامه اي عاشقانه

با قطره چكان جعل مي كردم

خاطرم آمد

شايد دلتنگ خنده هايم باشي

ببخش اگر اين روزها

!!! عشق با گريستن اثبات مي شود




دوشنبه 1387/04/24

روش برای حال گیری

1- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه !
2- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن !
3- وقتي مي خواين برين دست به آب ، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين !
4- وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين !
5- كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين !

6- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين !
7- جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين!
8- توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 50 كيلومتر در ساعت حركت كنين !
9- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين !
10- از بستني فروشي بخواين كه اسم 54 نوع از بستنيها رو براتون بگه !
11- در يك جمع ، سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين !
12- به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين !
13- وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين !
14- وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين !
15- موقع ناهار توي يك جمع ، جزئيات تهوع و ?گلاب به روتون? استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين !
16- ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين !
17- بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين !
18- شمعهاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين !
19- اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين !
20- وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته !
21- صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين !
22- روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب كنين !
23- وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده !
24- وقتي كسي در يك جمع جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود !
25- چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين !
26- بادكنك بچه ها رو بتركونين !
27- مرتب اشتباهات لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بخندين !
28- وقتي دوستتون موهاي سرش رو كوتاه مي كنه بهش بگين كه موي بلند بيشتر بهش مياد !
29- بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين !
30- كليد آپارتمان طبقه 13 تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره !
31- ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين !
32- توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين !
33- هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! توي دستكش دوستتون بهتره !
34- حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين !
35- نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين !
36- دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين !
37- عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين !
38- پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه 5 دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 270 درجه در جهات مختلف بچرخونين !
39- با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين !
40- شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين !
41- موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين !
42- توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين !
43- شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين !
44- توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين !
45- ت و ي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين !
46- جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين !
47- يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين !
48- توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه !
49- چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين !
50- ورقهاي جزوه 300 صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين !


دوشنبه 1387/04/24

یکی بود، یکی نبود... مردی بود که به وجود فرشتگان اعتقاد نداشت. روزی در جنگل کار میکرد که فرشته ای پیش او آمد

مدتی با هم قدم زدند. آنگاه مرد برگشت و به فرشته گفت: بسیار خب! حالا قبول دارم که فرشته هست. اما شما هستی حقیقی همانند ما ندارید

فرشته پرسید: منظورت چیست؟

مرد جواب داد: وقتی به آن قطعه سنگ بزرگ رسیدیم، من ناچار بودم آن را دور بزنم؛ ولی دیدم که تو صاف از میان آن رد شدی

فرشته سخت متعجب شد و گفت: ما در کنار مرداب قدم که می زدیم به مه برخوردیم. یادت نیست؟! ولی هردو مستقیم از میان آن گذشتیم؛ تنها چون من و تو هردو از مه جامدتریم

Jostein Gaarder


دوشنبه 1387/04/24

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي

رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه كردن

بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن

گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت.
'آيا اين تبر توست؟' هيزم شكن جواب داد: ' نه' فرشته

دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و

پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد :

نه. فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني

برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوش حال شد و هر سه تبر را به اوداد

و هيزم شكن خوش حال روانه خونه شد. يه روز وقتي داشت

با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب.

هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد

كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. '
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و

پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. ' تو تقلب كردي، اين نامرديه '
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده.

مي دوني، اگه به جنيفر لوپز 'نه' مي گفتم تو مي رفتي و

با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز 'نه' ميگفتم،

تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره.

اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته،

من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.

نكته اخلاقي: هر وقت مردی دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيده


یکشنبه 1387/04/23

وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت كار مي كرد.
فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟
و خدا پاسخ داد : مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟
بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.
فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .
فقط دو تا دست غير ممكنه . مطمئني اين يك مدل درست و استاندارده ؟
اين همه كار براي امروز زياده بقيه‌اش رو بگذار براي فردا و تكميلش كن
نمي تونم ديگه آخراي كارمه. چيزي نمونده كه موجودي را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.
وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي كنه و مي تونه 18 ساعت در روز كاركنه .
فرشته نزديكتر اومد و زن رو لمس كرد:
اين كه خيلي لطيفه!!
بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش كردم . نمي توني تصور كني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتي پيروز بشه

فرشته پرسيد : مي تونه فكر كنه ؟
خدا پاسخ داد : نه تنها فكر مي كنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .
فرشته گونه زن رو لمس كرد: ”خدا فكر كنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چكه مي كنه !”
خدا اشتباه فرشته رو تصحيح كرد : چكه نمي كنه - اين اشكه .
فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟
اشكها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان كنه .
فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي ..
فقط يك چيزش خوب نيست.

خودش فراموش مي كنه كه چقدر با ارزشه .

ادامه مطلب

شنبه 1387/04/22

دلم برایت تنگ شده است

می خواهم آنقدر برایت اشک بریزم

تا غبار فاصله ها از قلبم تمییز شود

اما می ترسم گرگان ونیز شود.


شنبه 1387/04/22

قسمت نمی شه یه روزی زیر این آسمون آبی کنار رویاهات قدم بزنی

یادت بمونه اون روزی که قدم زنان رو یاهات رو به دست تقدیر به دست فردا ها سپردی

یه نفر واسه رسیدن تو به رویاهات

تمام رویاهای خودشو از یاد برد

 


تنها دوشنبه 1387/04/17

روزگار چندان هم عجیب نیست

همه چیز زلال و شفاف است

«  من تو را دوست میدارم  تو دیگری را و دیگری او را و همه ما تنهائیم »

به همین سادگی

دنیا همه چیزش ساده است

درست مثل باریدن باران که تمام برنامه های روزانه ات را بهم میریزد

مثل یک مهمان ناخوانده که تو را ملزم میکند در خانه بمانی !

مثل صبح که وقتی میاید مجبوری بیدار شوی

مثل تمامی سلام گفتن هایی که باید انجام شود

اصلا بگذار دنیا راهش را برود

بیا من و تو هم ، راه خود را برویم

اصلا بیا فردا صبح جور دیگری باشیم

جاهایمان را عوض کنیم

چطور است ؟

تو میشوی من

و من میشوم تو

اما نه

من مدتهاست که تو شده ام

اصلا بگذار من نباشم

نه باز هم نمیشود

چقدر من بودن ها سخت است

اصلا از من بگذریم

همانکه تو ، منشوی کافیست

میتوانی یک روز جای من باشی

یکروز در انتظار بمانی

یکروز را لحظه به لحظه بشماری تا تمام شود به امید آنکه فردا ...

راستی تو فرداها را دوست داری ؟

من هنوز نمیدانم فردا یعنی کی

گفته بودی چمدانت را بسته بودی تا فردا بیایی

ولی نمیدانم چرا فردا نمیاید

اصلا میدانی چیست ؟


قلب تو شاعری ست پنجشنبه 1387/04/13

ما در همه زندگی می کنیم و همه در ما زنده اند

قلب هر انسانی شاعری ست

و قلب هر انسانی گنهکاری

قلب تو شاعری ست

و قلب من گنهکاری که شعر را نمی فهمد

 

 


فاصله شنبه 1387/04/08

آدما وقتي كنار هم هستند قدر هم رو نمي دونن اما وقتي از هم فاصله مي گيرن قدر هم رو ميدونن

حتما قدري نداشتم كه از من فاصله مي گيري


» دوست هنرمندم
» عاشقانه ها
» طرفدار نوید و امید خوش صدا
» عشقولانه
» yass.21
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
RSS 2.0

کد آهنگ

Designed By ParsTheme